السيد محمد حسين الطهراني
17
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
مشركين را مىلرزاند و مىترساند و هر شيههء اسبى حكم چند شمشير برّان را دارد ؛ تو آمدى اختهاش كردى ؛ چرا اين كار را كردى ؟ ! من كه نخواستم اسب أخته به تو بدهم ؛ من اسب نر به تو دادم كه شيهه بزند . » البتّه رسول خدا هيچ نگفتند ، و او بواسطهء إهداء رسول خدا صاحب اسب شد و هر كارى كه ميخواست مىتوانست بكند ؛ و ليكن رسول خدا كه گفتند اين اسب را بگير و پيوسته نزديك من ببند ، يعنى اينكه صدايش به من برسد و من با شنيدن صداى او مبتهج و مسرور شوم ؛ ولى او آمد و اين بلا را بسر اسب آورد . ) قالَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ : فَإنَّ الْخَيْلَ فِى نَواصِيهَا الْخَيْرُ إلَى يَومِ الْقِيَمَةِ . « رسول خدا فرمودند : در پيشانى اسبهاى نر خير نوشته شده است تا روز قيامت . يعنى پيوسته اين حيوان مركز تراوش خير است . » اتَّخِذُوا مِنْ نَسْلِهَا وَ بَاهُوا بِصَهِيلِهَا الْمُشْرِكِينَ . « شما از آن نسل بگيريد و بگذاريد بچّه بياورد ( اسب نر بايد بچّه بياورد ) و با صدا و شيههاش به مشركين افتخار كنيد ! اين عظمت شماست در ميدان جنگ . » أعْرَافُهَا أدْفَآؤُهَا وَ أَذْنَابُهَا مَذَابُّهَا . « يالهاى اسب كه بر گردنش افتاده است در حكم پتو و لحافى است كه اين حيوان را حفظ مىكند ؛ و دُمش موجب از بين بردن حيواناتى است كه بر او جمع مىشوند ؛ و با او دور مىكند از خود ، آنچه را كه ناملايم است » . مجاهدين فى سبيل الله در روز قيامت بر منبرهائى از نور بر فراز أهل موقفاند وَالَّذِى نَفْسِى بِيَدِهِ إنَّ الشُّهَدَآءَ لَيَأْتُونَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ بِأَسْيَافِهِمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ لَا يَمُرُّونَ بِأَحَدٍ مِنَ الانْبِيَآءِ إلَّا تَنَحَّى عَنْهُمْ ؛ حَتَّى إنَّهُمْ لَيَمُرُّونَ بِإبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ ( خَلِيلِ الرَّحْمَنِ ) فَيَتَنَحَّى لَهُمْ حَتَّى يَجْلِسُوا عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ . « قسم به آن كسى كه جان من در دست اوست ، شهيدان راه خدا در روز قيامت وارد صحنهء قيامت مىشوند در حالتى كه شمشيرها بر روى شانههاى خود گذاشتهاند و با اين كيفيّت وارد محشر مىشوند ؛ و بر أحدى از أنبياء عبور